Read...

هرکس را که خواست برآمده به خواندن این وبگاه...
باید این نوشتار را پیش ازین بخواند؛
اندیشه ی علمی - خردمند و خردورزی
http://scientific-thought.blogspot.com/2011/02/blog-post.html

If you want to read this blog you should read carefully this page.
This page is about scientific thought.
Who is wise? & what is the wisdom?
http://scientific-thought.blogspot.com/2011/02/scientific-thought-wisdom-wise.html

God / nature; when ... started to talk, Math created... then Math started to talk and Physics created... and when Physics started to talk, Music created. Universal had been created based on Music. physics and math are beyond of meaning. how can fly to beyond of meaning

خداشناسی مهدویت - حق



به نام آنکه خرد را نمایاند راه.
به نام خداوند جان و خرد

هرمکتب، هر فرقه، هر دین و مذهب در طول سالیان شناخت خود از خداوند را تبیین کرده اند.
ازطرفی هرکس جدای از تعریف ِ مکتب، شناختی منحصر به خود از خدا دارد.

هرکس در هر مقامی فهمی از ذات اقدس اله دارد.
والبته شایسته است هر خردمندی پیرو ِ آن اندیشه ای باشد که پیشرفته تر و والاتر به شناخت خداوند می پردازد.
ولی افسوس ازین که افراد نابخرد همواره بیشتر بوده اند و این دلیل آن شده است که اکنون فرقه ها و دین ها و مذهب ها بسیاری داریم و آفریدگان برترین آفریننده اکنون جدای از هم هستند و در مقابل یکدیگر.
که می فرماید؛ اکثرهم لایعقلون...

ادیان و مذاهب و فرقه های مختلف باید شناخت خود از پروردگار عالم را مقایسه کنند، تا برترین اندیشه معلوم شود و راه روشنی برای آنانکه می خواهند اندیشه کنند.

بحث در مورد اینکه هر فرقه و مذهب و ... چگونه خداوند را شناخته است بسیار طولانی است.
هم چنین اگر بخواهیم نمونه هایی از شناخت الله در میان افراد مختلف را بیان کنیم، بسیار زمان می برد.

درمیان این آشوب ِ مکاتب گوناگون برخی برآن می شوند تا خود خداوند را بشناسند.
و هرکس براساس آنچه واقعیت سلیقه اش هست صفاتی و تعریف هایی از خداوند برای خود می سازد.

کسی فقط مهربان گوید شخصی فقط شدید ترین عذابگر.
شخصی بخشنده گوید و فردی متکبر.
کسی گوید او همواره می بخشد و شیطان هم آن شخص گنهکار را به رحمت گسترده ی خداوند مغرور می کند...
که حق خود این غرور را نکوهش می کند.
...
و این سبب ساز انحراف روز افزون از راه مستقیم است.
هرفرد در بند واقعیت های مورد پسندش می ماند و جستجوی حقیقت را فراموش می کند.
ویا حقیقت را زمانی که برخلاف خواست های خود می بیند، نادیده می گیرد.

به طبع پایه ها خداشناسی ضعیف به احکام ضعیف تر پایان می پذیرد.
هرچه این خداشناسی سلیقه ای تر باشد احکام منحرف تر خواهد بود.
(واین تاجایی پیش می رود که سخن روشن و دستور مستقیم خداوندگار را چشم می پوشند و اندر امیال خود غرق...)
ما نیز درمیان تمام مکاتب شناخت خداوند، معرفت خود را تببین کرده ایم.
آنچه را که خواهید خواندن...
شناخت خداوند است از مفاهیم و رهنمودهای اسلام باعزت.
ونه فرقه های تاریک مختلف، بلکه اسلام راستین که پس از پیغامبر اعظم(ص) بی هیچ خللی مولای تقوا پیشگان حضرت علی(ع) که حق با اوست و او با حق، تا رسد به باقیمانده ی اعظم الله جل جلاله(عج)...

تا امروز هرکس براساس اندیشه خود برای اثبات خداوند مفاهیمی اختراع کرده است.
خداشناسی مهدویت بیش تر ِ مفاهیم اثبات خدا را که سال ها است ادامه دارد، نفی می کند.
به این معنا که خداشناسی مهدویت خدا را بسیار پیشرفته تر از هر عقیده ای می شناسد.درنتیجه اثبات های نادرست و دچار خلل را رد می کند.


تذکر: شاید دربرخی از قسمت ها اینگونه بنظر رسد که مفاهیم شیعی را نیز دچار چالش کرده ایم.
این درست است.
با یادآور شدن این نکته که اسلام هیچگاه کهنه نمی شود و همواره برای تمام زمان ها پاسخ دارد و این مشکل از کسانی است که از دین در مورد مباحث مختلف برداشت می کنند.
درواقع این مفاهیم اسلام و قرآن نیست که دچار چالش می شود بلکه فهم و استدلال از دین است که به چالش کشیده می شود.
از هزار سال پیش تا کنون نوع سخن گفتن ما از دین و احکام و استدلال مفاهیم نوین تغییر نکرده است.
واژگان ما در قرن بیست و یک همان است که در هفتصد سال پیش بود.
در مورد مباحثی فهم و درک ما برمی گردد به دوهزار سال پیش.
برخی از پایه های اندیشه ی دینمداران از افلاطون و ارسطو و ... پیشرفت نکرده است.
گفتگوی دینی راه و روش بزرگان را پیش نگرفته است بلکه همانند ماشینی همان ها را تکرار می کند.

ملاصدرا و استاد گرامش شیخ بهاالدین عاملی انقلابی در اندیشه ها و مفاهیم کردند.
آنها نوین سخن می گفتند.
راه و روش بوعلی سینا و غیاث الدین کاشانی و ... راه استدلال و درک مفاهیم نوین بود.
اگر آنها می گفتند هرچه دانشمندان پیش از ما گفتند همان باشد، به این مقام والا نمی رسیدند.
ولیکن بیش تر مردم برعکس ایشان هستند.
و مانند همان نابخردانه زمان آن بزرگواران که ایشان را نادان و مشرک و کافر خطاب می دادند، به این جرم که نوین می گویند... اکنون نیز تکرار تاریخ است.
همه بند به همان چیزهایی هستند که صدها سال است تکرار می شود. دیگر کسی نمی خواهد تلاشی کند تا مفاهیم نوین از آیات روشن قرآن بیرون کشد...
بماند |
هرآنکه گپی در مورد آنچه از ما می خواند دارد بنویسد و گسیل دارد به این نشان؛
تا دروازه ای باشد برای تبدیل اندیشه های بی ارزش به گوهر گرانقدر ِ خرد.
درپایان می خواهیم از هر خواستگار خردی که مقایسه کند آنچه می دانست با آنچه می خواند.
و با اندیشه ای گشاده و خردی والا عقیده ی خود را مقایسه کند...
و خردورزد و اندیشه پیشرفته تر را برگزیند.

نخست مرحله ی ایمان خداوند است و پس از آن احکام خاص.
درنتیجه هرکه اندیشه ای والاتر درمورد شناخت خدا داشته باشد احکامش نیز برتر خواهد بود.
پس ازین به جستاری در مورد تبیین احکام این خداشناسی خواهم نوشت.
کلیات این است؛
از حجاب داشتن، دروغ نگفتن، چشم از حرام نگاه داشتن، نماز و ... تا ولایت فقیه مطلق... همه احکام این خداشناسی است. و ولاترین حکم آن انتظار ِ برترین منتظرَ است و تلاش برای امر به معروف و نهی ازمنکر.

و آنچه از احکام براساس این اندیشه برتر نتیجه می شود در این وبگاه می خوانید؛

یاحق