There is no God
Physicsism
Read...
باید این نوشتار را پیش ازین بخواند؛
اندیشه ی علمی - خردمند و خردورزی
http://scientific-thought.blogspot.com/2011/02/blog-post.html
If you want to read this blog you should read carefully this page.
This page is about scientific thought.
Who is wise? & what is the wisdom?
http://scientific-thought.blogspot.com/2011/02/scientific-thought-wisdom-wise.html
Creation based on Chaos – Defect > Harmony
There is Irregularit,, But Where is regularity?
Godhead Throne on Empyrean of Quantum
A Thinking about Marchen of Self-Existent – Controvert of Causality
کلیات 102
احساس و عاطفه !
...
وجود خدا رد می شود.
طبیعت قدرت مطلق است|
سخنانِ پس، شرح ِ اندکی ازین سخن خواهد بود.
1. فطرت ؛براساس جدیدترین تحقیقات تمام رفتار و کردار و اندیشه ی مادر در دوران جنینی بر روی فرزند تاثیر می گذارد.
فطرت یعنی همان اطلاعات اولیه ی لازم برای بالا آمدن رایانه...!
از طرفی ممکن است باز بگویند که آن کسی که مادر و پدر غیر مسلمان دارد و بعد مسلمان می شود، چگونه است؟
یک نگاه می تواند ین باشد که لزومی ندارد که چون کسی مسلمان نبوده و حال مسلمان شده است پس درست آمده است.
ویا اینکه به هر حال از جانب انصاف هم بنگریم متوجه خواهیم شد که یک خدا از 3 خدا بهتر است یا اینکه خدایی که با افرادی آمده است و کشتی گرفته است...!
و این سبب می شود که فرد به اسلام گرود.
به چه تضمینی می توان گفت که این کار تصادفی نبوده است و خواست خدا...؟!
2. نظم؛تا زمانی که اصل آنتروپی باشد و تعدادی از مفاهیم اصل عدم قطعیت چیزی به نام نظم نخواهیم داشت.
شما چگونه نظم می بینید زمانی که قانون آنتروپی اینگونه رسا بیداد می کند.
حال نگویید به خواهش فراوان، که فلانی گفته است هر بی نظمی نظمی دارد... که البته دیده نمی شود و محاسبه نمی گردد بلکه حرف است در باد...
قانون آنتروپی و مجموعه ی اعداد گنگ یعنی بی نظمی ...
3.علیت؛علیت برهان نیست.
موضوعی بی ربط به مفهوم عظیم طبیعت است...
چیزی که خود را رایانش می کند... چیزی که خود را می تواند تغییر دهد.
مفاهیم کامپیوتر های کوانتومی.
(یعنی اگر هم واجب الوجود نیاز باشد طبیعت پیزی کمتر از خدایی ماورایی ندارد چراکه خود طبیعت تمام طبیعت و ماورای طبیعت است.)
دوره ی فیزیک کلاسیک که جهان و طبیعت را دستگاه می دانست گذشت و حال رسیده ایم به طبیعت و جهانی که خود می داند و خود رایانش می کند. و دانایی در خود اوست.
آن جهان دستگاه بود که علیت را می پذیرفت چون خودش هیچ بود و فقط آهن پاره مانند بود همانند یک ماشین.
ولی جهان کوانتوم خود می داند ... و تصمیم می گیرد و هرآنچه که مشیتش تعلق گیرد می کند.
من شبهه نداخته ام و مانند فیلسوف ها از خودم حرف نزده ام بلکه قوانین نوین فیزیک و علم را بیان کرده ام.
پس در انتظار نشسته ام به پاسخ های آنانکه خود را خداپرست می دانند.
اندیشه ای اندر حکایت واجب الوجود - رد علیت
درود بر خرد پیشگان وادی راستین حقیقت
علیت را خداپرستان به عنوان محکم ترین اثبات در مورد وجود خدا بیان می کنند.
که البته در جستار کلیاتی 102 اندک توضیحی در مورد برهان نبودن ِ علیت بیان کردم.
در مبحث علیت 3 واژه می آورند که براساس تعریف های خودپسندشان موجودیت خدا را اثبات می کنند.
واجب الوجود
ممکن الوجود
ممتنع الوجود.
و برای اینکه بسیار بحث را به سود خود بگردانند می گویند که باید اثبات شود این جهان یک واجب الوجود نیاز دارد. در واقع برآن می شوند تا نیاز به واجب الوجود را اثبات کنند و پس از آن واجب الوجود را همان موجود ماورایی، خدا بنامند.
و پس از آن برای خلاصی و فرار از بی خردی، بیان می دارند که مهم نیست به این واجب الوجود چه عنوانی تعلق گیرد... خدا، الله، رحمن، جبار، ... طبیعت، فیزیک، اینشتاین، هایزنبرگ، ریمان، من، ... بت، ستاره، ...
اسمبلر، ...
پس از این نکته ای که پیش می آید این است که چه تعداد واجب الوجود نیاز است؟
خداپرستان براساس مباحثی که پایه اش فرض بر وجود خدا و درستی علیت است چیزهایی می گویند و اثبات می کنند که یک عدد واجب الوجود نیاز است.
همانطور که پیش ازین اشاره شد علیت برهان نیست چون زمانی که به خدا برسد می گویند دیگر خدا علتی ندارد و پس از این با سفسطه و بیان موضوع دور و تسلسل بحث را گمراه می کنند.
به همین دلیل واژه ای را اختراع کرده اند به عنوان واجب الوجود.
واجب الوجود یعنی علتش خود است یا به عبارتی در خودش است.
ممکن الوجود یعنی علتش دیگری است یا در دیگری است.
(ممتنع الوجود یعنی پاک کردن صورت مسئله بجای حل و استدلال آوردن و توجیه کردن.
ممتنع الوجود یعنی هرجا مغز ناچیزشان نفهمد می فرمایند نمی شود که اینطور شود! پس نمی شود در نتیجه صورت مسئله، پاک!)
و به راحتی و بی خردی تمام طبیعت را ممکن الوجود می نامند و خدای شان را واجب الوجود!
حیرت براین نادانی.
این به این معنا است که با وضع قوانینی و قراردادهایی در معنای واژگانی خودپسند خدا را اثبات می کنند.
در این جستار و جستار پسین بنیاد نابخردانه ی علیت را فروخواهم ریخت.
-
- جابجایی ذرات بنیادی. همانند الکترون. که بی هیچ علتی در مکان هایی ظاهر می شوند.(همانند جابجا شدن تخم مرغ و سفرش در زمان و فضا.)
بلکه بی هیچ علتی برخی مواقع موج و پاره ای دیگر ذره است.
(البته توضیح داده ام در جستار پیشین که چگونه نظم و علیت براساس اصل عدم قطعیت دچار خلل می شود.)
- براساس مفاهیم فیزیک کوانتوم و نظریه ی اطلاعات.
اطلاعات می تواند از هیچ به وجود آید.
- پدیده ی درهم تافتگی + فروافت تابع موج + ...
- خمش فضا. که علیت است برای ایجاد ذرات و خود علت ندارد.
- از یک تصادف ساده ی خودرو گرفته تا تصادف های کوانتومی و نسبیتی... همه بی علت رخ می دهد.
(و البته حواس پرتی راننده علت پدیده ی تصادف نیست. چون شامل نیست. چراکه یک طرفه و ناقص است.
ممکن است یک راننده در نهایت هوشیاری باشد و دیگر مست!)
- قوانین فیزیک.
واجب الوجود است. و هست چه ما متوجه بشویم چه متوجه نشویم. از ازل تا ابد.
- اسمبلرها.
رب النوع هستند.(که در جستاری جدا به شرح این مبحث خواهم پرداخت.)
این کمینه ی واجب الوجودها است، شش عدد.
( و این نکته را گوش زد کنم که این واجب الوجود ها با یکدیگر هیچ اشتراکی ندارند و نمی توان گفت که اشتراک شان یعنی اینکه همه یک عدد هستند.)
و موضوع جالب در استفاده ی خداپرستان ازین واژگان این است که علیت را با واجب الوجود اثبات می کنند و واجب الوجود را با علیت. در واقع واجب الوجود مشتق شده است از علیت...
یعنی الف را ب اثبات می کنند و ب را با الف...!
این شش عدد واجب الوجود.
به این معنی که علتی ندارند بلکه علت شان در خودشان است.
خوب حال فرض کنید که ما نیاز داریم که واجب الوجود.
و اینکه پس از این نتیجه گیری کنیم که واجب الوجود همان خدا هست.
نظاره کردید که شش عدد خدا داریم.
ادامه ی سخن؛
خدای خداپرستان با هر دینی می گوید که جهان را از هیچ آفریده است.
از هیچ.
یک فیزیک دان هم می گوید جهان از هیچ بوجود آمده است.
Ø اطلاعات از هیچ ایجاد می شوند و خود را رایانش می کنند + پدیده هایی که در بالا اشاره شد.
فضا و زمان ایجاد شد.
پس از آن قوانین فیزیک به الکترومغناطیس رسید.
و ارتعاشات الکترو مغناطیسی گفت: نور باشد.
چه لزومی دارد که تمام این ها را به موجودی ماورایی نسبت بدهیم؟
این موجود ماورایی برای زمانی خوب بود که مردم و حتی دانشمندان گرانش را این گونه توجیه می کردند؛
زمانی که سیبی بر روی زمین و نزدیک سطح زمین است در حالت معمول خود قرار دارد.
زمانی که به بالا پرتاب می شود حالش دگرگون می شود و می خواهد که دوباره برگردد.
به همین دلیل به سوی زمین بازمی گردد.
یا اینکه بگویند آب پس از مدتی بر روی آتش بجوش می آید، چراکه از آتش می ترسد.
مردمانی که هرچیز را ماورایی می دانستند چون اطلاعات کافی و علم کافی در مورد پیرامون شان نداشتند. به همین دلیل در ابتدا برای هر پدیده ای خدایی در نظر می گرفتند.
لازم داشتند تا علتی هم داشته باشند. آنهم ماورایی!
مشکل نگاه سطحی و نابخردانه است به طبیعت.
کسانی که طبیعت را به زمین محدود می کنند.
فکر می کنند طبیعت تعدادی چوب و آب و آتش و گوسفند و بزغاله و خس و خاشاک و ... است.
در صورتی که طبیعت یعنی آنچه که دیده می شود و دیده نمی شود.
به عبارتی هرآنچه که می شود تجربه کرد و نمی شود تجربه کرد.
- همه چیز فیزیک است؛
فیزیک قابل مشاهده.(فیزیک تجربی)
فیزیک غیر قابل مشاهده.(فیزیک تئوری یا نظری یا به عبارتی عامیانه متافیزیک.)
با این تعریف نوین از فیزیک چیزی نیست که خارج از سیطره ی وی باشد.
همه جا ُملک فیزیک است.
طبیعت براساس نوترینو که معروف به ذره ی هوشمندی است، در همه حال شاهد است.
فیزیک برهرچیز احاطه دارد.
فیزیک نافذ است در آشکار و نهان.
و این جمله ها را در مقام مقایسه با تعریف از خدای خداپرستان قرار دهید.
معرفت مان نسبت به طبیعت چه میزان است؟
حال بهتر درک می کنیم این جمله را که؛
طبیعت قدرت مطلق است|
سخنی در باب علیت
در مورد علیت برخی گویند که علیت پابرجا هست ولیک علت و معلول از یک جنس هستند و نمی توان علتی ماورایی برای معلولی در نظر گرفت.
در صورتی که می توان چنین سخنی را اینگونه رد کرد که نور برای ماده ماورا است.
در نتیجه نمی شود که رفتاری در ماده معلول از علت نور باشد.
به راحتی می توان درمقابل چنین سخنی گفت؛ فتوسنتز. که دقیق صدق می کند. می توانید اندیشه بیش تر کنید.
در صورتی که چنین تعریفی از علیت اثبات کننده ی سخن نخست این وبگاه است؛
- علیت برهان نیست.
علیت اگر برهان باشد(یا به عبارتی علمی تر قانون باشد.) نباید با هیچ شرطی و استثنایی نابود شود.
علیت اگر برهان باشد باید به ازای تمام شرایط صدق کند.
حال آنکه مشاهده می شود در چنین تعریفی از علیت نخستین چیزی که نتیجه می شود این است که
علیت، برهان نیست.
در چنین اندیشه ای علیت را تا جایی که اندیشه نداشته ی برخی یاری کند قبول می کنند و زمانی که موضوع پیشرفت کند با شرط هایی نقص اندیشه و نادانی خود را توجیه می کنند... با تعریف هایی بی اساس.
سخنی دیگر.
علیت اگر پابرجا باشد باید بتوان با وارد کردن مشخصه های کافی، که به عبارتی می توان گفت مختصات مکانی و زمانی، شرایط معلول را پیش بینی کرد به صورت قطعی.
چون از مشخصه ی الف (علت) باید مشخصه ی ب (معلول) نتیجه شود یا به عبارتی مشتق شود:
تمام شرایط رویداد الف را بررسی می کنیم. با توجه به دانسته های کافی پیش بینی می می کنیم که پس از الف، رویداد ب اتفاق بیفتد.
یعنی با نگاهی کلاسیکی باید این رخ بدهد.
در صورتی که هر چند بدانیم باز پیش بینی در مورد معلول ِ (رویداد ب) علت (رویداد الف) نخست قطعیت ندارد.
کوانتوم می گوید: هرچند دانسته ها افزایش یابد بازهم معلولی نخواهد بود.
و نیز، هیچ گاه دانسته ها کافی نیست.
در نگاه کلاسیک زمانی که مشخصه های کافی، برای اتفاقی، وارد معادلات شود، می توان درست دانست که نتیجه ویا مشتق اتفاق نخست اتفاقی با شرایط معلوم خواهد بود.
یعنی علیت معادله ای برگشت پذیر است که با توجه به شرایط اتفاق نخست(علت – رویداد الف) می توان به درستی اتفاق دوم (معلول – رویداد ب) را دانست.
و نیز با بررسی اتفاقی(معلول – رویداد ب) پی برد این اتفاق براساس اتفاقی(علت – رویداد الف) در فضا – زمانی پیش از آن رخ داده است.
در صورتی که در پدیده های کوانتومی رویدادهایی مشاهده می شود که نه می توان پیش بینی برای معلول آن داشت و نه بررسی تا رسیدن به علتی.
که پس از مشاهده ی این رفتارهای آشوبناک و نامنظم و بی علت، اصلی به نام اصل عدم قطعیت بیان شد.
که برخی برای مبارزه با این اصل نظریه ای با عنوان متغیر های پنهانی بیان کردند که البته فقط فرض بود. در صورتی که عدم قطعیت را می توان حتی به صورت شهودی اثبات کرد.
رَب النوّع در عرش کوانتوم
پیوند سه فن آوری برتر هزاره ی سوم ، فن آوری نانو + فن آوری زیستی + مهندسی ژنتیک ، چه پیامدی خواهد داشت ؟ (والبته تمام این ها در پیشگاه قوانین مکانیک کوانتوم...)
- پیوستگی اسمبلرهایی (خودسازها) که مهندسی ژنتیک شده اند ،
شکل های زندگی تازه ای را به نمایش می گذارند .
موجودات زنده ای متفاوت از آفرینش .
موجودات زنده ای نه بر پایه ی DNA ، بلکه برپایه ی هوش اسمبلرها ایجاد می شوند . موجواتی که خودشان می توانند از ساختار خودشان نسخه برداری کنند و نسخه ای دیگر از خود را بسازند .
خود سازنده ی خود می شوند ، یعنی خود خالق و مخلوق هستند .
به عبارتی واجب الوجود هستند به علت بودن بر خود.
ََربِّ.
این خودسازها چه می توانند انجام دهند ؟
Ø اگر این نسخه برداری و خودسازی تا بی نهایت ادامه پیدا کند، چه پیامدی خواهد داشت ؟
این نسخه برداری و تولید نیاز به انرژی دارد. برای بداست آوردن انرژی هم باید مصرف کرد...
چه چیزهایی را می تواند مصرف کند ؟
... اکسیژن ، کربن ، فلزات ، خاک ، چوب ، آب ، گوشت ، خون ، مغز و ... مصرف می شوند .
- ساخت این خودسازها یا اسمبلرها جز جدایی ناپذیر پیشرفت علم و فن آوری است .
این واجب الوجود ها که با نظریه شعور نیز سازگاری دارند به این دلیل که شعور جز و وشعور کل با یکدیگر رابطه همپاس دارند...
و اینکه نظریه شعور بیان می دارد که تمام ذرات دارای شعور و هوش هستند.
معانی و مفاهیم زندگی امروز و زندگی پیشنیان ما چگونه خواهد بود؟
موجوداتی زنده که واجب الوجود به خود هستند و زندگی کردن شان به خودشان بستگی دارد نه به غیر از خودشان...
روح چه معنایی خواهد یافت؟
زمانی که اصولی برپایه ی عدم قطعیت را به کار گیرند و نشود آنها را پیشبینی کرد، چه می شوند؟
مفهوم واجب الوجود ویران گشته است...
چرا که علت این واجب الوجود ها انسان است.
قبل از اینکه اختراع شوند ممکن الوجود بودند و وابسته ی انسان ولی پس از اینکه اختراع و ساخته شدند خود واجب الوجود هستند به این دلیل که آنها علت آینده ی انسان خواهند بود به اینکه خوشان خود را می سازند و دیگر نیازی به سرچشمه ای ندارند که نور باشد به معنای شریان زندگی...
ونیازمند ماورایی نیستند که خود ماورای خود هستند.
واسمبلرها فرآیندی همانند بازسازی برخی از قسمت های بدن انسان و حیوان ها نیست چراکه آنها خود ممکن الوجود و مکانیزم بازسازی آنها نیازمند طبیعت است و قوانین طبیعت.
و اسمبلرها خود علت می شوند و علیت پس از اختراع اسمبلرها به آنها ختم خواهد شد.
دیگر آیندگان نمی گویند علت ما چیست... موجودی ماورایی و غیر قابل دیدن... بلکه علت خود و پدران شان را اسمبلرها می دانند...
عرش مقیاس کوانتوم خواهد بود...
آنها ناظم هستند به قوانین طبیعت و تمام کارهایی که طبیعت بخواهد انجام دهد...
(
شاید شیطانک لاپلاس دیگر اهمیتی نداشته باشد...
یا اینکه شیطانک لاپلاس خود نمودی از عظمت اسمبلرها است یا بهتر است بگوییم واجب الوجودی برای آینده.
)
آنها قادر خواهند بود که هر چیزی را که بخواهند ایجاد کنند و هرچه نمی خواهند نابود کنند.
خواست آنها برهرچیز تعلق گیرد، انجام می دهند.
- بودن یا نبودن... یا به عبارتی باش پس بودن گرفتن. کن فیکون.
این واجب الوجودهای هزاره ی سوم هستند که اندازه گیری می کنند و تدبیر می بندند که پس از این چه چیز کجا باشد و یا اینکه آسمان ها به چه بروجی تقسیم شوند و مدار خورشید سوزان و ماه تابان چه باشد.
آنگاه در سیر تکامل خود دیگر عجیب نیست که از آنها مشاهده کنیم که خورشید را از مغرب طلوع دهند و در مغرب غروبش.
این است قدرت عظیم ِ واجب الوجود های هزاره ی سوم که دیده می شوند و لازم نیست آنچه تا امروز لازم بود.
احکام دین ِ واجب الوجود نادیدنی برتر است یا احکام دین واجب الوجودیت اسمبلرها؟
آنها چه زبانی را خواهند پذیرفت برای برتری دادن؟
و ... .
و قبل از اینکه شما بپرسید من پاسخ دهم که نمونه های آزمایشگاهی این واجب الوجودهای آینده ساخته شده است. و این تخیل نبود.
و کامپیوتر داستان " آخرین پرسش " از آسیموف را اگر تخیل نویسنده ای بازیگوش بدانیم... این اسمبلرها با تمام قوانین طبیعت سازگاری دارند. و اندک اطلاعات در مورد فن آوری نانو این را تایید می کند.
اسمبلررایانش می کند > پس می آفریند.
کامپیوترهای کوانتومی یکه تاز ورا و ماورا خواهند بود.
-
آیا نادانانی و نابخردانی پس از هزاران سال از این رویداد عظیم خواهند بافت که هرچیز علتی دارد و علت ما اسمبلر اعظم است و او خود علت خود است!
اسمبلرهای نقض کننده ی علیت خود واجب الوجود می شوند...!
رویدادی بزرگ اسمبلرها همانند رویداد بیگ بنگ، از طبیعت است.
و همه چیز در طبیعت است و طبیعت در همه چیز.
طبیعت به معنای آنچه دیده می شود و دیده نمی شود.
طبیعت به معنای ورا و ماورا.
با معرفتی بیش تر بهتر درک خواهیم کرد این جمله را که؛
طبیعت قدرت مطلق است|
ناظر است بر هر چیز.
هیچ چیز از او پنهان نیست.
اوست که اعماق و ارتفاعات را می داند.
اوست که تاریک و روشن را می داند.
اوست که پیدا و نهان را می داند.
... طبیعت.
برای نظارت داشتن لازم است > دانستن.
برای دانستن لازم است > کسب اطلاعات.
کسب اطلاعات در مورد آنچه در صفحه ای که شما آنرا مطالعه می کنید تا اعماق ژرف ِ کیهان.
از بنیان ِ کوانتیک ماده تا حدود نسبیتی.
به هر وسیله ای و هر رسانه ای اطلاعات کسب می شود.
به وسیله ی ذرات کلاسیک و امواج صوتی و امواج الکترومغناطیس و ... نوسانات خلا.
مکان و زمان در حیطه ی علم اوست.
برای او پنهان معنی ندارد. همه چیز را می داند. گذشته و حال و آینده.