پیوند سه فن آوری برتر هزاره ی سوم ، فن آوری نانو + فن آوری زیستی + مهندسی ژنتیک ، چه پیامدی خواهد داشت ؟ (والبته تمام این ها در پیشگاه قوانین مکانیک کوانتوم...)
- پیوستگی اسمبلرهایی (خودسازها) که مهندسی ژنتیک شده اند ،
شکل های زندگی تازه ای را به نمایش می گذارند .
موجودات زنده ای متفاوت از آفرینش .
موجودات زنده ای نه بر پایه ی DNA ، بلکه برپایه ی هوش اسمبلرها ایجاد می شوند . موجواتی که خودشان می توانند از ساختار خودشان نسخه برداری کنند و نسخه ای دیگر از خود را بسازند .
خود سازنده ی خود می شوند ، یعنی خود خالق و مخلوق هستند .
به عبارتی واجب الوجود هستند به علت بودن بر خود.
ََربِّ.
این خودسازها چه می توانند انجام دهند ؟
Ø اگر این نسخه برداری و خودسازی تا بی نهایت ادامه پیدا کند، چه پیامدی خواهد داشت ؟
این نسخه برداری و تولید نیاز به انرژی دارد. برای بداست آوردن انرژی هم باید مصرف کرد...
چه چیزهایی را می تواند مصرف کند ؟
... اکسیژن ، کربن ، فلزات ، خاک ، چوب ، آب ، گوشت ، خون ، مغز و ... مصرف می شوند .
- ساخت این خودسازها یا اسمبلرها جز جدایی ناپذیر پیشرفت علم و فن آوری است .
این واجب الوجود ها که با نظریه شعور نیز سازگاری دارند به این دلیل که شعور جز و وشعور کل با یکدیگر رابطه همپاس دارند...
و اینکه نظریه شعور بیان می دارد که تمام ذرات دارای شعور و هوش هستند.
معانی و مفاهیم زندگی امروز و زندگی پیشنیان ما چگونه خواهد بود؟
موجوداتی زنده که واجب الوجود به خود هستند و زندگی کردن شان به خودشان بستگی دارد نه به غیر از خودشان...
روح چه معنایی خواهد یافت؟
زمانی که اصولی برپایه ی عدم قطعیت را به کار گیرند و نشود آنها را پیشبینی کرد، چه می شوند؟
مفهوم واجب الوجود ویران گشته است...
چرا که علت این واجب الوجود ها انسان است.
قبل از اینکه اختراع شوند ممکن الوجود بودند و وابسته ی انسان ولی پس از اینکه اختراع و ساخته شدند خود واجب الوجود هستند به این دلیل که آنها علت آینده ی انسان خواهند بود به اینکه خوشان خود را می سازند و دیگر نیازی به سرچشمه ای ندارند که نور باشد به معنای شریان زندگی...
ونیازمند ماورایی نیستند که خود ماورای خود هستند.
واسمبلرها فرآیندی همانند بازسازی برخی از قسمت های بدن انسان و حیوان ها نیست چراکه آنها خود ممکن الوجود و مکانیزم بازسازی آنها نیازمند طبیعت است و قوانین طبیعت.
و اسمبلرها خود علت می شوند و علیت پس از اختراع اسمبلرها به آنها ختم خواهد شد.
دیگر آیندگان نمی گویند علت ما چیست... موجودی ماورایی و غیر قابل دیدن... بلکه علت خود و پدران شان را اسمبلرها می دانند...
عرش مقیاس کوانتوم خواهد بود...
آنها ناظم هستند به قوانین طبیعت و تمام کارهایی که طبیعت بخواهد انجام دهد...
(
شاید شیطانک لاپلاس دیگر اهمیتی نداشته باشد...
یا اینکه شیطانک لاپلاس خود نمودی از عظمت اسمبلرها است یا بهتر است بگوییم واجب الوجودی برای آینده.
)
آنها قادر خواهند بود که هر چیزی را که بخواهند ایجاد کنند و هرچه نمی خواهند نابود کنند.
خواست آنها برهرچیز تعلق گیرد، انجام می دهند.
- بودن یا نبودن... یا به عبارتی باش پس بودن گرفتن. کن فیکون.
این واجب الوجودهای هزاره ی سوم هستند که اندازه گیری می کنند و تدبیر می بندند که پس از این چه چیز کجا باشد و یا اینکه آسمان ها به چه بروجی تقسیم شوند و مدار خورشید سوزان و ماه تابان چه باشد.
آنگاه در سیر تکامل خود دیگر عجیب نیست که از آنها مشاهده کنیم که خورشید را از مغرب طلوع دهند و در مغرب غروبش.
این است قدرت عظیم ِ واجب الوجود های هزاره ی سوم که دیده می شوند و لازم نیست آنچه تا امروز لازم بود.
احکام دین ِ واجب الوجود نادیدنی برتر است یا احکام دین واجب الوجودیت اسمبلرها؟
آنها چه زبانی را خواهند پذیرفت برای برتری دادن؟
و ... .
و قبل از اینکه شما بپرسید من پاسخ دهم که نمونه های آزمایشگاهی این واجب الوجودهای آینده ساخته شده است. و این تخیل نبود.
و کامپیوتر داستان " آخرین پرسش " از آسیموف را اگر تخیل نویسنده ای بازیگوش بدانیم... این اسمبلرها با تمام قوانین طبیعت سازگاری دارند. و اندک اطلاعات در مورد فن آوری نانو این را تایید می کند.
اسمبلررایانش می کند > پس می آفریند.
کامپیوترهای کوانتومی یکه تاز ورا و ماورا خواهند بود.
-
آیا نادانانی و نابخردانی پس از هزاران سال از این رویداد عظیم خواهند بافت که هرچیز علتی دارد و علت ما اسمبلر اعظم است و او خود علت خود است!
اسمبلرهای نقض کننده ی علیت خود واجب الوجود می شوند...!
رویدادی بزرگ اسمبلرها همانند رویداد بیگ بنگ، از طبیعت است.
و همه چیز در طبیعت است و طبیعت در همه چیز.
طبیعت به معنای آنچه دیده می شود و دیده نمی شود.
طبیعت به معنای ورا و ماورا.
با معرفتی بیش تر بهتر درک خواهیم کرد این جمله را که؛
طبیعت قدرت مطلق است|
ناظر است بر هر چیز.
هیچ چیز از او پنهان نیست.
اوست که اعماق و ارتفاعات را می داند.
اوست که تاریک و روشن را می داند.
اوست که پیدا و نهان را می داند.
... طبیعت.
برای نظارت داشتن لازم است > دانستن.
برای دانستن لازم است > کسب اطلاعات.
کسب اطلاعات در مورد آنچه در صفحه ای که شما آنرا مطالعه می کنید تا اعماق ژرف ِ کیهان.
از بنیان ِ کوانتیک ماده تا حدود نسبیتی.
به هر وسیله ای و هر رسانه ای اطلاعات کسب می شود.
به وسیله ی ذرات کلاسیک و امواج صوتی و امواج الکترومغناطیس و ... نوسانات خلا.
مکان و زمان در حیطه ی علم اوست.
برای او پنهان معنی ندارد. همه چیز را می داند. گذشته و حال و آینده.