درود بر آنکه بخواهد که بداند.
خداپرستان می گویند که خدای علیت محور شان البته خالق است.
گویند او علت است و ما معلول.
گویند او خالق است و ما مخلوق.
گویند او فاعل است و مفعول.
-
علت و معلول را به اندازه ی کافی پرداخته ام.
و اختیار می کنم به پرداختن ِ خالق و فاعل.
این دو مفهوم گره به یکدیگر خورده اند. همانند نظم و علیت.
گویند که خدا خالق است.
آنگاه طبیعت مخلوق است.
گویند خدا بی نیاز است.
بیندیشیم.
خدا خلق می کند مخلوقات را.
خالق خلق می کند مخلوقات را.
مخلوقات خلق می شوند به وسیله ی خالق.
خالق مخلوقات را خلق می کند.
آیا خدا وسیله است یا اینکه خدا بوسیله ای؟
توجه کنید که این سخنان بازی با کلمات نیست. بلکه بیان معنا است.
خدا وسیله است... طبیعت به وسیله ی خدا خلق می کند.
بی تعصب اعتقادی بنگریم.
یا اینکه؛
خدا نیازمند است.
اگر بگوییم که،
خالق مخلوقات را خلق می کند، به این معنی است که خالق به وسیله ی خلقت مخلوقات را خلق می کند.
یا به عبارتی؛
فاعل مفعول را انجام می دهد یا بر مفعول انجام می دهد به وسیله ی فعل.
فاعل بوسیله ی فعل.
یعنی فاعل نیازمند فعل است.( این مفاهیم را به راحتی روزانه مشاهده می کنید.)
خالق نیازمند ریشه خلقت است، یعنی َخلقَ.
آیا خدای خالق بی نیاز، نیازمند خَلقَ است؟
و می دانید که از گذشته ی دور تا این زمان همواره اثبات خدا براساس مفهوم فاعل و مفعول بوده است که نمونه ی بارز آن علت و معلول است.
فاعل: انجام دهنده به وسیله ی فعل.
مفعول: آنچه انجام می شود یا برآن انجام می شود.
محرک و حرکت.
ناظر و منظور.
خالق و مخلوق.
علت و معلول.
...
فاعل و مفعول.
در حالت کلی همه همان فاعل و مفعول است.
خدا کار بیهوده انجام نمی دهد.
حال اگر ما مفعول باشیم به این معنی است که مخلوقات همانند عروسکی در دست عروسک گردانند.
که البته باز این را نیز نابخردان می پسندند و به این استناد کرده و می گویند این جهان گرداننده ای نیاز دارد!
این گردانندن ِ ما به چه معنایی است؟
ما را می گردانند به این معنی که هرچه خدا بخواهد می شود.
و به همین دلیل که هرچه او بخواهد می شود آینده را نیز می داند.
پس ما مخلوقاتی هستیم که گردانده می شویم توسط فاعل.
یعنی اختیاری نداریم.
یعنی هدفی برای ما تعریف نمی شود.
بی اختیاری و بی هدفی و بند بودن در تارهای عروسکی یعنی بیهوده بودن.
خدا کار بیهوده انجام داده است.
او آفرید و می گرداند بی دلیل و بی هدف.
خدا بی نیاز و کامل و ازلی-ابدی است.
خداپرستان می گویند:
خدا مهربان است.
خدا صفت است.
مهربانی ازلی تر از خدا است.
صفت ها از ازل تر بوده اند.
یعنی خدا صفت را کسب کرده است.
چون خدا مهربان است.
به این معنی که خدا پیش ازین دارای این صفت نبوده است.
و جمله ی خدا مهربان است یعنی خدا دارای مهربانی است.
یعنی مهربانی پیش از او بوده است و حال او کسب کرده است.
اینجا صفات اکتسابی و ذاتی و ... معنا پیدا نمی کند.
و خدا صفت است.
یعنی خدا نیازمند این صفت بوده که کسب کرده است.
خدا کامل و بی نیاز و ازلی-ابدی نیست.
مقایسه کنید و خردورزید.
اگر طبیعت مشکل دارد در خدا بودن، خدا هم خالی از اشکال نیست.
اگر بی تعصب بنگریم.
بدان و آگاه باش که؛
طبیعت قدرت مطلق است|